این مطلب را به حضور یکی از پهلَوی ستیزان و رزمندگان و جانبازان پیش کسوت که امروز از نزدیکان آقای هاشمی رفسنجانی است فرستادم:

سلام 

اولاً برادرانه مطلبی را می گویم و امیدوارم نظرتان را در این باره بشنوم:
اکنون هر یک از ما ایرانیها، بازخورد انحصارطلبی و خودکامگی خودمان در برخی دوره ها و یا در برخی ساحت ها را دریافت می کنیم.

یادم می آید نزدیک دو دهه پیش که یک نوجوان بودم، در بولتن های مجمع روحانیون، شرح دیدار اعضای مجمع با جناب آقای هاشمی، رئیس جمهور وقت را می خواندم؛ دیدار در آستانه ی برگزاری انتخابات کذایی مجلس چهارم، و برخوردهای حذفیِ ائتلاف جناح راست و آقای هاشمی با جناح خط امام بود. آقای خاتمی که به گمانم هنوز وزیر ارشاد بود، جمله ای به آقای هاشمی گفته بود که از آن زمان همواره در گوشم پیچیده است:

رهبری تا ابد رهبر نیستند و شما هم تا ابد رئیس جمهور نخواهید بود؛ سنگ بنای کج نگذارید.

نامه ی سرگشاده ی آن زمانِ آقای بهزاد نبوی به رئیس جمهور را نیز حتماً به یاد دارید.
*
خود آقای خاتمی و جناح خط امام نیز به نظرم در آن زمان تا حدودی تاوان برخی انصارطلبی ها و تندروی ها در دوران امام و نیز در نیمه ی دوم مجلس سوم را می پرداختند.

***

اینها که گفتم، نه خدای نکرده از باب نمک روی زخم پاشیدن، بلکه یادآوری لزوم حفظ همدلی و همیاری و همکاری است، حتی با کسانی که امروز احتمالاً گرفتار خودکامگی دیروزِ ما شده اند. 

این زخم مشترک، بی چشم مشترک، عریان نمی شود
این درد مشترک، بی عزم مشترک، درمان نمی شود
*

ثانیاً به نظرم اگر به انتخابات نگاه راهبردی داشته باشیم، می توان حتی به این گزینه اندیشید:
حمایت ضمنی از آقایان عارف یا روحانی، با هدف حفظ و گسترش و تعمیق و تداوم همدلی ایجاد شده میان نیروهای معتدل، در فرصت ایجاد شده در ستادهای این آقایان.

مثلاً کسانی همچون آقای مطهری، اگر آقای هاشمی نمی آمد و نمی رفت، به زحمت می شد تصور کرد که پای کار آقای روحانی بیایند، اما امروز چنین چیزی دور از ذهن نیست. این فرصت، همیشه پیش نمی آید. 
بسیاری از سبزهای دوآتشه ی چهار سال پیش نیز، با آمدن آقای هاشمی، توانستند خود را متقاعد کنند که راهِ ساختن کشور، از درگیری در خیابان نمی گذرد. اکنون وظیفه داریم نگذاریم آنها دوباره به پندارها و رفتارهای افراطی متمایل شوند. 

***
به نظر این برادر کوچکتان، برکتی که این انسجام و همدلی و تشکل به دنبال دارد، بر تلخکامی ها و طعنه ها می چربد، حتی اگر امیدی به پیروزی انتخاباتی آقایان نباشد.
کشور در وضعیت ویژه ای است، گذشت باید کرد.