بخش اول
به نظرم یکی از حوزه هایی که درَش «اسفناک ترین کمکاری» را داشته ایم، «پرداختن به مفهوم ملّت» بوده است.
در کنار این کمکاریِ ما،
هم پرکاریِ کسانی قرار دارد که معتقدم نه شیطان، بلکه انسانهایی محاسبه گر و کنشگر اَند،
و هم اینکه آشفتگی اقتصاد داخلی و بین المللی، شرایطی را به وجود آورده که ریسک وقوع خیلی از اتفاقات نامطلوب را بیشتر کرده است.
در این شرایط، به نظرم «پرداخت یارانه های نقدی»، حداقلی از اتصال به ایران را در اقشار و لایه ها و اقوام و مذاهب و نواحیِ همیشه مغفول ایجاد کرده است.
به گمانم اگر یارانه های نقدی نبود، امروز شرایط مناطق دور از پایتخت، با توجه به اوضاع حاکم بر منطقه، برای آغاز فرایند «افغانیزاسیون ایران» بسیار مساعدتر می بود؛ چراکه خیلی ها «هیچ چیز» برای از دست دادن در صورت انقطاع رسمی از «جمهوری اسلامی ایران»، نداشتند.
***
دوست دارم ضمناً به این گزاره ی آقای «گرگ ایپ» در تحلیل زمینه های اقتصادی-اجتماعی بروز جنگ خونین مذهبی و قومی و فروپاشی یوگسلاویِ سابق اشاره کنم که:
When Yugoslavia dissolved into a bloody civil war in the 1990s, there where more than just ethnic and religious rivalries at work... Thanks to an economic crisis in the early 1980s, prices in Yugoslavia were raising at annual rates of more than 1,220 percent by the late 1980. Inflation helped dissolve the cohesion of Yugoslavia's multi-ethnic middle class
ترجمه:
وقتی یوگسلاوی در حمام خون جنگ داخلی فرو غلتید، قضیه فقط برتری جویی های قومیتی و مذهبی نبود... در پی بحران اقتصادی اوایل دهه ی 1980 قیمت ها در یوگسلاوی با نرخ متوسط سالانه ی بیش از 1220 درصد در اواخر دهه ی 1980 افزایش یافت... تورم، روند زوال انسجام طبقه ی متوسط چند قومیتی یوگسلاوی را شتاب داد.
The Little Book of Economics - Greg Ip
http://books.google.com/books...
الآن هم یکی از پیامدهای بحران اقتصادی حوزه ی یورو، قوت گرفتن عوام گرایی (پوپولیسم) و ایدئولوژی های جدایی طلبانه است:
Nationalism and Populism in the Time of Crisis
http://pinpointpolitics.co.uk/?p=1188
فصل مشترک خطابه های همه ی این عوام گرایان و جدایی طلبان و گل آلود کنندگان، این ادعا است که ما با جدا شدن از اتحادیه ی اروپا، چیزی از دست نمی دهیم.
****
به نظر می رسد که از ترفند «چیزی برای باختن»، خیلی ها استفاده کرده اند؛ دقیقه 24 از فیلم «فَست فایو» محصول 2011 را ببینید:
I go into the favelas and give them something to lose.
Electricity, running
water,
school rooms for their kids.
And for that taste of a better
life,
I own them.
ترجمه: من به حلبی آبادها می روم و به آدمها «چیزی برای از دست دادن» می دهم؛ برق، آب لوله کشی، مدرسه برای بچه ها؛ با همین چشاندن طعم زندگی بهتر، آنها آدمِ من خواهند بود.
****************************************
بخش دوم

سال پیش، با درج عکس فوق، مطلبی را نوشتم که بخشی از آن را دوباره به تناسب در اینجا نیز می آورم:
اگر یارانه نبود، ما از گرسنگی می مردیم !
نادرست؟ تلخ؟ ناخوشایند؟ دروغ؟ بد؟ زشت؟ نبایسته؟ ناشایست؟ نابجا؟ نابهنگام؟ شرم آور؟...؟
هر چه هست، این آدمها «واقعیت» اَند و واقعاً یا وضعشان آن بوده و یا واقعاً فکر می کنند که آن بوده و یا واقعاً ادعا می کنند که آن بوده...
یارانه ی نقدی کار «احمدی نژاد»ی است، که من وکیل مدافع او نیستم...
شغلم هم فعلاً طوری است که، اثرات نامبارکِ اجرای ناشیانه ی فرایند حذف یارانه های غیر مستقیم انرژی بر بخش تولید را هر روز می بینم.
...
امّا،
در مناطقی از ایران، که اتفاقاً بیشترِ ساکنان آن، اقلیتهای قومی، زبانی و یا مذهبی اَند و مستعدِ لبّیک گویی به دعوت ها و تحریکات جدایی طلبانه، خیزش های خشونت آمیز مذهبی، و فراخوانهای فرصت طلبانه علیه سلطه ی ادعاییِ «شووِنیسم پارسی»،
اگر نگویم میلیونها نفر، دست کم صدها هزار نفر از مردم «ایران» اکنون با یارانه های نقدی ای که شاید به نظر ما «گدا پروری» است، به هر حال، نقطه ی اتصالی با «ایران» پیدا کرده اند.
این یعنی خارج سازیِ صدها هزار نفر، از دایره ی «پیاده نظام» بالقوه ی خلق عرب خوزستان (بخوانید بحرین و سعودی)، خلق آذربایجان (بخوانید ترکیه)، کمونیست های کردستان (بخوانید خیلی ها)، جُندالله ریگی (بخوانید القاعده ی سعودی و قطر و آمریکا) و...
و این یعنی خرید زمان برای جلوگیری از «افغانستان شدنِ» ایران.
****
می توان به حسین (ع) و به خدا اعتقاد نداشت
و در مدیریت یک مملکت، شهر، یا خانواده، این سفارش حسین را به کار بست:
إيّاكَ وظُلمَ مَن لا يَجِدُ عليكَ ناصراً إلّا الله
بر حذر باش از ستمکاری بر کسی که هر چه بگردد، کسی جز خدا را یاور خویش نمی یابد
آدم تحت ستمی را که «دیگر هیچ چیزی را برای از دست دادن ندارد و هیچکسی را برای پناه بردن»، می توان با چیزی به نام خدا، یا مذهب، یا ایدئولوژی، یا وطن به هر حرکتی در آورد.
***