فتنه؟ انحراف؟ بصیرت؟ یک محک عمل
سلام به دوستانِ حکومتی، ولایی، بصیر، سبز، فتنه گر، مهرورز، پایدار، انحرافی، برانداز نرم، انقلابی مخملی، منافق جدید...
و بالأخره، آدمهای معمولیِ شبیه خودم.
سلام به دوستانِ حکومتی، ولایی، بصیر، سبز، فتنه گر، مهرورز، پایدار، انحرافی، برانداز نرم، انقلابی مخملی، منافق جدید...
و بالأخره، آدمهای معمولیِ شبیه خودم.
اگر یارانه نبود، ما از گرسنگی می مردیم !
نادرست؟ تلخ؟ ناخوشایند؟ دروغ؟ بد؟ زشت؟ نبایسته؟ ناشایست؟ نابجا؟ نابهنگام؟ شرم آور؟...؟
هر چه هست، این آدمها «واقعیت» اَند و واقعاً یا وضعشان آن بوده و یا واقعاً فکر می کنند که آن بوده و یا واقعاً ادعا می کنند که آن بوده...

یارانه ی نقدی کار «احمدی نژاد»ی است، که من مدّعی نیستم در انتخاباتی کاملاً شفاف و آزاد و پاک انتخاب شده...
شغلم هم فعلاً طوری است که، اثرات نامبارکِ اجرای ناشیانه ی فرایند حذف یارانه های غیر مستقیم انرژی بر بخش تولید را هر روز می بینم.
...
امّا،
در مناطقی از ایران، که اتفاقاً بیشترِ ساکنان آن، اقلیتهای قومی، زبانی و یا مذهبی اَند و مستعدِ لبّیک گویی به دعوت ها و تحریکات جدایی طلبانه، خیزش های خشونت آمیز مذهبی، و فراخوانهای فرصت طلبانه علیه سلطه ی ادعاییِ «شووِنیسم پارسی»،
اگر نگویم میلیونها نفر، دست کم صدها هزار نفر از مردم «ایران» اکنون با یارانه های نقدی ای که شاید به نظر ما «گدا پروری» است، به هر حال، نقطه ی اتصالی با «ایران» پیدا کرده اند.
این یعنی خارج سازیِ صدها هزار نفر، از دایره ی «جنگجویان» بالقلوه ی خلق عرب خوزستان (بخوانید بحرین و سعودی)، خلق آذربایجان (بخوانید ترکیه)، کمونیست های کردستان (بخوانید خیلی ها)، جُندالله ریگی (بخوانید القاعده ی سعودی و قطر و آمریکا) و...
و این یعنی خرید زمان برای جلوگیری از «افغانستان شدنِ» ایران.
****
عکسِ بالا را هر وقت که نگاه می کنم، با همین نگاهی که شرح دادم، این سخن امام حسین را به خاطر می آورم که:
إياک وظلم من لا يجد عليک ناصرا إلا الله
یارانه های نقدی، آدمهای بی شماری را که «هیچ چیز برای از دست دادن نداشتند»، و می شد آنها را با چیزی به نام خدا، یا مذهب، یا ایدئولوژی، به هر حرکتی در آورد، از آن وضعیت خارج ساخت و در مسیرِ متعارف زندگی تثبیت کرد.
****
کلیدواژه ها: یارانه های نقدی، هدفمند سازی یارانه ها، امنیت ملّی، تمامیّت ارضی، ایران
به بهانه ی سالگرد کشف حجاب رضاخانی، با دو روز تأخیر
...

...

شاخص جهانی صلح، توسط «مؤسسه ی علم اقتصاد و صلح» ارائه می شود، و به 158 کشور، با بهره گیری از 23 نماگر کمّی و کیفی رتبه می دهد.
شاخص جهانی صلح (جی.پی.آی)، در سال گذشته، نخستین بار بود که از سال 2009 به این سو، بهبود می یافت.
در این سال، در همه ی مناطق، به استثنای خاورمیانه و شمال آفریقا، سطح صلح داری در مجموع ارتقا یافته است.

***
یافته های کلیدی: ایسلند، همچون سال پیشتر، صلح دار ترین کشور بود.
سومالی همچون سال پیشتر، کمترین صلح داری را از آن خود کرده بود.
سقوط 30 پله ای سوریه، فاحش ترین بود و برعکس، پایان جنگ داخلی سری لانکا، آنرا حدود 30 پلّه ارتقا داده بود.
اگر جهان کاملاً صلح دار می شد، منفعتی 9 تریلیون دلاری کسب می شد.
***
کلمه ها و ترکیب های تازه: صلح داری: Peacefulness شاخص جهانی صلح: Global Peace Index مؤسسه ی علم اقتصاد و صلح: Institute for Economics and Peace

دیروز توی فیسبوک نوشتم:
چه زود فراموش کرده ایم که همین خانم دستجردی را، دوسال پیش که مدیران یک بیمارستان تهران، دو بیمار فقیر را در حاشیه ی یک اتوبان به حال خود گذاشته بودند، توی همین فیسبوک، ازَش یک هنده ی جگرخوار درست کردیم.
ولی حالا که آخر دولت احمدی نژاد است و وقتِ تنها گذاشتن علی با حوضش و بازی کی بود کی بود من نبودم، ناگهان خانم وزیر زبانشان به حقگویی باز می شود! ما هم همه جا تیتر می زنیم که زبان سرخ، سر سبز وزیر را هم بر باد داد.
سخنان اخیر سرگئی لاوروف بدین مضمون که، از هر کشوری که به اسد پناهندگی بدهد تشکر می کنیم، در ایران مایه ی ناراحتی برخی طرفداران حاکمیت و خوشحالی برخی مخالفان آنها شده است.
اصولگراها از این که به زعم آنها روسیه، پشت مقاومت را خالی کرده است (انگار که قدس یا اورشلیم، قبله ی نخست روسها است!). ناراضیان هم از اینکه بی وفایی روسها ثابت شده و دماغ اصولگراها سوخته است!
با احترام به نظر همه ی دوستان در مورد روسیه و سوریه، صرفاً جهت اطلاع، یک نظر متفاوت را هم از شماره ی امروز القدس العربی نقل و ترجمه می کنم:
التغیّر المستمرّ في موقف موسکو مرتبط بالمخاوف علی الرعايا الروس في سورية، المعارضة تعتبرهم هدفاً عسکرياً حتی لو کانوا صحافياً
ترجمه: تغییر پی در پی موضع روسیه، مرتبط با نگرانی هایی است که این کشور پیرامون اتباع خود در سوریه دارد؛ جنگجویان مخالف اسد، اتباع روس را اهداف نظامی می دانند، حتی اگر روزنامه نگار باشند.