فتنه؟ انحراف؟ بصیرت؟ یک محک عمل


سلام به دوستانِ حکومتی، ولایی، بصیر، سبز، فتنه گر، مهرورز، پایدار، انحرافی، برانداز نرم، انقلابی مخملی، منافق جدید... 

و بالأخره، آدمهای معمولیِ شبیه خودم.

سه چهار سالی است که، هم در سالگرد راهپیمایی بیست و پنج خرداد، که توسط مخالفان حاکمیت، با ادعای اعتراض به تقلب در انتخابات سامان داده شد، 
و هم در سالگرد راهپیمایی نهُم دِی، که توسط طرفداران حاکمیت، با ادعای مقابله با اهانت به مقدسات دینی و مذهبی صورت گرفت،
در فضای رسانه ای و مجازی و تا حدّی هم جامعه ی واقعی، دو طرف چند روزی سرِ همدیگر را با تکرار این ادعا به درد می آورند که، ما بی شماریم... ما حماسه

ادامه نوشته

یارانه های احمدی نژادی، جانِ مخالفان او را هم نجات داده

 

اگر یارانه نبود، ما از گرسنگی می مردیم !

 

نادرست؟ تلخ؟ ناخوشایند؟ دروغ؟ بد؟ زشت؟ نبایسته؟ ناشایست؟ نابجا؟ نابهنگام؟ شرم آور؟...؟
هر چه هست، این آدمها «واقعیت» اَند و واقعاً یا وضعشان آن بوده و یا واقعاً فکر می کنند که آن بوده و یا واقعاً ادعا می کنند که آن بوده...



یارانه ی نقدی کار «احمدی نژاد»ی است، که من مدّعی نیستم در انتخاباتی کاملاً شفاف و آزاد و پاک انتخاب شده...

شغلم هم فعلاً طوری است که، اثرات نامبارکِ اجرای ناشیانه ی فرایند حذف یارانه های غیر مستقیم انرژی بر بخش تولید را هر روز می بینم.

...

امّا،
در مناطقی از ایران، که اتفاقاً بیشترِ ساکنان آن، اقلیتهای قومی، زبانی و یا مذهبی اَند و مستعدِ لبّیک گویی به دعوت ها و تحریکات جدایی طلبانه، خیزش های خشونت آمیز مذهبی، و فراخوانهای فرصت طلبانه علیه سلطه ی ادعاییِ «شووِنیسم پارسی»، 
اگر نگویم میلیونها نفر، دست کم صدها هزار نفر از مردم «ایران» اکنون با یارانه های نقدی ای که شاید به نظر ما «گدا پروری» است، به هر حال، نقطه ی اتصالی با «ایران» پیدا کرده اند.

این یعنی خارج سازیِ صدها هزار نفر، از دایره ی «جنگجویان» بالقلوه ی خلق عرب خوزستان (بخوانید بحرین و سعودی)، خلق آذربایجان (بخوانید ترکیه)، کمونیست های کردستان (بخوانید خیلی ها)، جُندالله ریگی (بخوانید القاعده ی سعودی و قطر و آمریکا) و...

و این یعنی خرید زمان برای جلوگیری از «افغانستان شدنِ» ایران.

 

****

عکسِ بالا را هر وقت که نگاه می کنم، با همین نگاهی که شرح دادم، این سخن امام حسین را به خاطر می آورم که: 

إياک وظلم من لا يجد عليک ناصرا إلا الله

بر حذر باش از ستمکاری بر کسی که علیه تو، کسی و چیزی جز خدا را یاور خویش نمی یابد
 

یارانه های نقدی، آدمهای بی شماری را که «هیچ چیز برای از دست دادن نداشتند»، و می شد آنها را با چیزی به نام خدا، یا مذهب، یا ایدئولوژی، به هر حرکتی در آورد، از آن وضعیت خارج ساخت و در مسیرِ متعارف زندگی تثبیت کرد.

 

****

کلیدواژه ها: یارانه های نقدی، هدفمند سازی یارانه ها، امنیت ملّی، تمامیّت ارضی، ایران 

 

ما مردها از جان نیمی از بشریت چه می خواهیم


به بهانه ی سالگرد کشف حجاب رضاخانی، با دو روز تأخیر

...

...



سال 1999، در ترکیه خانم «مروه کاواکچی» برای پارلمان انتخاب شد ولی چون حجاب داشت، نگذاشتند سوگند نمایندگی یاد کند. 
در آن زمان توی ایران، طبق معمول سیاه بازی های دفاع از حقوق «بشرِ خارجی» به راه افتاد و از جمله، چند نفر از خانمهای اصلاح طلب نظیر خانمها زهرا رهنورد و فائزه هاشمی نیز، در حمایت از خانم «مروه کاواکچی» بیانیه دادند.

کاواکچیِ حافظِ قرآن، در واکنش گفت: دوست ندارم در کشوری که حجاب در آن اجباری است و زنان حقّ انتخاب ندارند، از من و گزینش آزادانه ی حجاب دفاع شود.
***
در جایی به نقل از کتاب «دموکراسی بی روسری» نوشته ی همین خانم، خواندم که، تابلوهایی با این مضمون در ترکیه نصب می شده (و شاید هنوز می شود):

ورود حیوانات اهلی و زنان با حجاب ممنوع است.
***
راستش، نفهمیده ام کلاً ما مردهای ایرانی و غیر ایرانی، مذهبی و غیر مذهبی، روستایی و شهری، قدیمی و متجدد، از جان نیمی از بشریت چه می خواهیم...

...

مذهب را از در راه بدهیم تا پنجره را نشکند


یکه سالارهای غیرمذهبی نظیر اسد، دست کم یک اشتباه بزرگ داشتند: 
گمان کردند می توانند از پیدایش جایگزین برای خود، جلوگیری کنند... 
جلوگیری کردند، اما از چیز دیگری: از پیدایش جایگزین برای افراط گرایی مذهبی...
مذهب همیشه هست؛ اگر از در (سیاست وَرزی و انتقاد و مشارکت و قبول مسئولیت و سازندگی) نگذاری وارد شود، از پنجره (تروریسم و نسل کشی و ویرانگری) خواهد 


ادامه نوشته

شاخص جهانی صلح Global Peace Index


شاخص جهانی صلح، توسط «مؤسسه ی علم اقتصاد و صلح» ارائه می شود، و به 158 کشور، با بهره گیری از 23 نماگر کمّی و کیفی رتبه می دهد. 

شاخص جهانی صلح (جی.پی.آی)، در سال گذشته، نخستین بار بود که از سال 2009 به این سو، بهبود می یافت.
در این سال، در همه ی مناطق، به استثنای خاورمیانه و شمال آفریقا، سطح صلح داری در مجموع ارتقا یافته است.

*** 

یافته های کلیدی: ایسلند، همچون سال پیشتر، صلح دار ترین کشور بود. 

سومالی همچون سال پیشتر، کمترین صلح داری را از آن خود کرده بود.

سقوط 30 پله ای سوریه، فاحش ترین بود و برعکس، پایان جنگ داخلی سری لانکا، آنرا حدود 30 پلّه ارتقا داده بود.

اگر جهان کاملاً صلح دار می شد، منفعتی 9 تریلیون دلاری کسب می شد.

*** 

کلمه ها و ترکیب های تازه: صلح داری: Peacefulness شاخص جهانی صلح: Global Peace Index مؤسسه ی علم اقتصاد و صلح: Institute for Economics and Peace

شهیدبازی و شهیدسازی ما، برکناری وزیر بهداشت


دیروز توی فیسبوک نوشتم:

چه زود فراموش کرده ایم که همین خانم دستجردی را، دوسال پیش که مدیران یک بیمارستان تهران، دو بیمار فقیر را در حاشیه ی یک اتوبان به حال خود گذاشته بودند، توی همین فیسبوک، ازَش یک هنده ی جگرخوار درست کردیم.

ولی حالا که آخر دولت احمدی نژاد است و وقتِ تنها گذاشتن علی با حوضش و بازی کی بود کی بود من نبودم، ناگهان خانم وزیر زبانشان به حقگویی باز می شود! ما هم همه جا تیتر می زنیم که زبان سرخ، سر سبز وزیر را هم بر باد داد.


این هم به نظرم جزوی از فرهنگ شهیدبازی و شهیدسازی ما است.


بلد نیستیم با دشواری ها بر مبنای اصول زندگی کنیم، فقط مایلیم عمری آسان بدون اصول خوش بگذرانیم و سپس یک لحظه آسان در راه اصول، شهید بشویم و شهید بسازیم

نظر متفاوت در مورد رفتار روسیه با سوریه


سخنان اخیر سرگئی لاوروف بدین مضمون که، از هر کشوری که به اسد پناهندگی بدهد تشکر می کنیم، در ایران مایه ی ناراحتی برخی طرفداران حاکمیت و خوشحالی برخی مخالفان آنها شده است. 

اصولگراها از این که به زعم آنها روسیه، پشت مقاومت را خالی کرده است (انگار که قدس یا اورشلیم، قبله ی نخست روسها است!). ناراضیان هم از اینکه بی وفایی روسها ثابت شده و دماغ اصولگراها سوخته است! 

با احترام به نظر همه ی دوستان در مورد روسیه و سوریه، صرفاً جهت اطلاع، یک نظر متفاوت را هم از شماره ی امروز القدس العربی نقل و ترجمه می کنم: 

التغیّر المستمرّ في موقف موسکو مرتبط بالمخاوف علی الرعايا الروس في سورية، المعارضة تعتبرهم هدفاً عسکرياً حتی لو کانوا صحافياً 

ترجمه: تغییر پی در پی موضع روسیه، مرتبط با نگرانی هایی است که این کشور پیرامون اتباع خود در سوریه دارد؛ جنگجویان مخالف اسد، اتباع روس را اهداف نظامی می دانند، حتی اگر روزنامه نگار باشند.