محصولاتی که روی دست کشاورز می ماند
بدیهی است که این فهرست احتمالاً در برگیرنده ی همه ی اخبار اینچنینی نمی باشد.
بدیهی است که این فهرست احتمالاً در برگیرنده ی همه ی اخبار اینچنینی نمی باشد.
به دلیل ضعف خودم در فنّ بیان و استدلال
فوری یک قالَ ال تنگش می زنم و خلاص
...
البته بسته به مُد و جوّ و محیط و مخاطب
حالا یا قال الصادق
یا قال الداریوش
یا قال المسیح
یا قال الرضاشاه کبیر
یا قال الامام خمینی
یا قال
شاخصها و مدلها از دو جهت با یکدیگر پیوند می یابند. از یک سو، شاخصها می توانند گفتگوی مدل سازان و تصمیم گیران را تسهیل کنند. تصمیم گیران هم اکنون با قاعده مند سازی خط مشی ها و اهداف خط مشیی مرتبط، بر پایۀ شاخصها خو گرفته اند؛ اما وقتی صحبت از مدلها می شود، تصمیم گیران معمولا خروجی مدلها را ناشفاف و تفسیر مدلها را دشوار می بینند. قاعده مند سازی نتایج مدلها بر اساس گزیده ای از شاخصهای کلیدی، به تصمیم گیران کمک می کند تا پیش بینی های مدلها را بهتر درک کنند. از سوی دیگر، مدلها در شناسایی و تحلیل پیوندهای پویای میان شاخصها سودمند هستند. در برخی سطوح تصمیم گیری، لازم است که با تحلیل الگوهای رفتاری پویای شاخصها، اطلاعات ضروری برای تحلیل جممع فراهم آید. به ویژه مدلهای یکپارچۀ ارزیابی، ابزارهای مناسبی هستند تا به بر هم کنشهای شاخصها، به طور نظام مندی ساختار دهی شود.
مهمترین مزایای متصل کردن یک مجموعه از شاخصها به یک بدنۀ یکپارچۀ مدلسازی، از این قرارند:
آ: با این کار مشخص می شود که شاخصهای گوناگون چگونه با یکدیگر پیوند دارند (اعم از تأثیرات متقابل زنجیره ای از علتها و معلولهای یک موضوع و نیز بین موضوعات مختلف)
ب: مناسب بودن شاخصها و نیز رفتار پویای آنها (الگوی رفتاری سیستم های اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی) تبیین می شود
پ: تصویری از توسعۀ پایدار به دست می آید (روندهای درازمدت سیستم های اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی)
ت: متغیرهای کلیدی سیستم شناسایی می شود و راهنمایی برای گزینش و تجمیع شاخصها به دست می آید
ث: ممکن است به مجموعۀ جامع تری از شاخصها بیانجامد (آنگاه که متغیرهایی در مدل هستند که به گمان، اهمیتی کلیدی در پیش بینی روندها دارند و با این حال، جزئی از مجموعۀ شاخصهای حاضر نشده اند)
ج: می تواند به گسترش هر چه بیشتر بدنۀ یکپارچۀ مدلسازی بیانجامد؛ چنین اطلاعات منسجم و همگرایی را تنها با چارچوبۀ به هم پیوسته ای از شاخصها می توان فراهم کرد.
مر مرا در خاطر آمد ای شهان
سالیانی پیش، خاله ی پرنیان
اقتراحی داشت دُربار و ثمین
که اَش نخواهم یافت در ماچین و چین
اقتراحش وصل علم و ذوق بود
دانش آرایی به شور وشوق بود
گفت
The Gini coefficient is a measure of statistical dispersion developed by the Italian statistician Corrado Gini and published in his 1912 paper "Variability and Mutability" (Italian: Variabilità e mutabilità).
ضریب جینی یک سنجۀ نابرابری در توزیع است؛ ارزش صفر بیانگر برابری تام است و ارزش یک، نابرابری بیشینه. این سنجه در پهنه ای از رشته ها از زیست بوم شناسی و شیمی تا اقتصاد و مهندسی و علوم سلامت کاربرد
مغالطه قمارباز
مغالطه قمارباز یا مغالطه بلوغ شانس ها (که به دلیل نقش و اهمیت آن در کازینوی مونت کارلو در 1913، مغالطه مونت کارلو نیز خوانده می شود)، این باور است که اگر در آزمایش های مستقل مکرر، از رفتارهای مورد انتظار ما انحراف صورت گیرد، این انحراف ها، در آزمایش های بعدی به احتمال بیش از پنجاه درصد در خلاف جهت انحراف های قبلی
جناب حجت الاسلام -
سلام علیکم
پیرو هماهنگی تلفنی، مواردی را به اطلاع می رسانم
در گفتگوهای مفصل با دوستان دغدغه مندی که در سَمت صنعت و فناوری بوده اند، این درک مشترک ایجاد شد که یکی از ابتدایی ترین مسائل، نبود سؤال (فضای پر ابهام و فاقد سؤال آغازین) است.
البته در در سمت نظر نیز، دوستان کم شماری به ویژه با خاستگاه حوزوی، به پاسخگویی به سؤالاتی پرداخته اند، که به نظر می رسد ارتباط دادن آنها با فضای عمل و اجرا، چندان آسان نیست.
به هر حال شاید بتوان در گام فعلی، نیازی را که در سمت ما، درست یا نادرست شناسایی شده، اینگونه بیان کرد:
استخراج و پیشنهاد و به معرض نقد گذاریِ یک نقشه ی راه:
نقشه ی راهِ کاربردی سازی (توانمندسازی؟ غنی سازی؟) فقه (فقه سیاسی؟) جهت مشارکتِ سازنده در سیاست گذاریِ بود و نبود و چند و چون صنعت.
البته اگر لطف کنید و در صفحه ی معرفی سامانه ی هم افزا
http://www.bsmt.ir/help35/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%87%D9%85-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7/
زیربخش مبانی ارزشی را مطالعه کنید، به ما کمک می شود تا منظور خود را دقیقتر ارائه کنیم
با تشکر و آرزوی توفیق
به نظر مي رسد که با طبيعت زيباي محيط بر روستاي باکتاونگ و به پشتوانه ي خانواده ي آقاي چانا، که خودش هم يک جاذب گردشگران کنجکاو و هم سرمايه ي انسانيِ بوميِ کافي و داراي تعلّق مکاني است، و با بهره گيري از شيوه هاي هماهنگي و راهبريِ ابداع شده در اين خانواده، دولت محلي ايالت ميزورام مي تواند اين روستا را يک منطقه ي نمونه ي گردشگري پايدار سازد.
نظر شما چيست؟
من و تو در سال
1361-62
در دبستان شهید دماوندی که بعضی به نام قدیمی بیهقی صدایش می کردند، در پایه ی اول، همکلاسی بودیم
چند روز اول سال، آقای علیزاده معلم ما بودند و پس از آن، آقای یتیم
از همکلاسی هایمان سعید محمدی را یادم هست که باباش رئیس بانک بود
وحید فانی هم بود
کنار من، حیدری می نشست و فکر کنم بابای او هم رئیس بانک بود
یک حسین پور هم داشتیم
نبی زاده هم داشتیم که فکر کنم شناسنامه اش را خیلی بزرگ گرفته بودند
یکی بود که امین و اکرم را امین و اَکیَم می گفت
حمید نیا که برادر زاده آقای یتیم بود و باباش فامیلشان را عوض کرده بود
دو تا ناطقی ها که برادر بودند و توی خانه ی یک کارگاه کوچک و ساده ی پیله پاک کنی ابریشم داشتند
محجوب که فکر کنم باباش توی خیابان منتهی به میدان شهدا، کالای تزئیناتی و پرده و... می فروخت
قندهاری که برادرش کلاس پنجم بود و بعدها شهید شد
این قندهاری روز اول سال، بلند بلند گریه می کرد و توی زنگ تفریح از مدرسه فرار کرد
سیّدان و...
نمی دانم یادت هست؟
بابام که پاسدار بود و رفته بود جبهه و همین باعث شده بود که از اداره ی بهداشت که می آمدند واکسنمان بزنند، معلممان می گفت تو اینجا باید از همه شجاع تر باشی و بیایی واکسن بخوری تا بقیه ی بچه ها هم جرئت کنند بیایند!
کلاس دوم هم با هم بودیم و معلممان آقای قناد
کلاس سوم آقای حقگذار که حسن چریک صداش می کردند
کلاس چهارم آقای کاظمی
...
این بار به یاد همان خدابیامرزها پیش از بهانه کردن سیل فومن برای انتقاد به ضرغامی و فلانی و بهمانی، از خودمان بپرسیم که