از طراحی پوستر تا طراحی خودرو، برای شراکت و صرفه جویی


چند سالی است که از قول برخی گرامیان،‏ از جمله مسئولان پیشین و کنونی ستاد مدیریت حمل و نقل و سوخت ریاست جمهوری،‏ همان ستاد تبصره سیزده سابق،‏ درباره ی بهره برداری مشترک از اتومبیل
(Car-shring)
و تأثیر آن در کاهش هزینه ها و مصرف سوخت و تسهیل ترافیک،‏ زیاد شنیده ایم و خوانده ایم.‏

***

در جستجو برای طراحی اتومبیل مناسبِ چنین شیوه ای از بهره برداری،‏ دیدم که مجموعه ی تویوتا،‏ مدلی از سایِن را به نام آی.کیو ایی.وی
Scion iQ EV
با هدف تسهیل کارشِیرینگ، برای عرضه در سال آینده طراحی




ادامه نوشته

آتش بس خودسرانه؛ کریسمس 1914


آتش­-بس موقت کریسمس، مجموعه­ «‏آتش­-بس»‏های غیر-رسمی ولی گسترده­ ای را می­گویند، که در نخستین سال جنگ اوّل جهانی، در طول جبهۀ غربی[1] در نزدیکی­های کریسمس 1914 آفریده شد. در یک هفتۀ منتهی به کریسمس، دسته­ هایی از سربازان آلمانی و بریتانیایی تبریکات مناسبتی ردّ و بدل می­کردند و بین سنگرهایشان ترانه می­خواندند. گاهی آرامش و آشتی آنقدر جان می­گرفت که افراد، با کسی که از آنسو پیام تبریک و هدیۀ کریسمس آورده بود، قدم­-زنان گپ می­زدند.

در شب و روز کریسمس، بسیاری از سربازان آلمانی و بریتانیایی و برخی از سربازان فرانسوی، سرخود به زمین­ِ خالیِ حدّ­فاصل استحکامات دو ارتش[2] پا می­گذاشتند و در هم می­ آمیختند و خوراکی و یادگاری به­ همدیگر می­دادند. آیین­های خاکسپاری مشترکاً برگزار شد، و خیلی از دیدارها به آوازهای دوره­-گردی دسته­-جمعی منتهی شد؛ در جاهایی هم افراد دو ارتش درگیرِ جنگ، فوتبال بازی می­کردند.

***

این آتش­-بسِ خودسرانه، نمادی از دوستی و آشتی و مردُمی در هنگامه­ ای خونبارترین در تاریخ نوین شناخته شده­ است.



[1] Western Front

منظور از اصطلاح جبهۀ غربی، در خلال جنگ اول و دوم جهانی این بود: خط درگیری­ ای که در شرق آن، اراضیِ تحت اشغال آلمان بود و در غرب آن، متفقین (Allies)

[2] No Man's Land


آمریکا و جهان چند قطبی؛ اجبار؟ انتخاب؟ همراهی؟ یا تکامل همگرا؟


سلام


این مقاله ی نوشته ی آقای جورج فریدمن،‏ از یک خبرنامه ی آنلاین دیروز به دستم رسید.‏


به نظرم روی دیگری از نظریه ی دوام ناپذیر بودن نظام تک قطبی،‏ و ظهور ناگزیر کولونی های قدرت در جهان است.‏

یک تلاش است و به هر حال،‏ انسانها فقط مالک حاصل تلاش خود هستند؛ شاید گام نخست از تلاشی است‏‏،‏ برای تسریع و تصریح آن کولونی ها؛ طوری که در ظهور آنها نیز،‏ نوعی نقش مثبت آمریکا احساس شود؛
دست کم به عنوان ابرقدرتی که دیدگانی تیزبین،‏ مغزی واقعیت پذیر،‏ مخچه ای هوشیار و اندامهایی به فرمان دارد.‏


The Emerging Doctrine of the United States

By George Friedman


متن کامل مقاله، که اگر زنده بودم ترجمه اش هم خواهم کرد.



ادامه نوشته